آوریل 10, 2010

خب من بعد از یه مدت برگشتم تو این مدت یه سری سریال دیدم می خوام معرفی شون کنم

House M.D.

House M.D.

سریال هاوس در مورد یه دکتره که تو بیمارستان پرینستون کار می کنه و با بقیه دکترها فرق داره، روپوش نمیپوشه، مریض ها رو ملاقات نمی کنه و عاشق بیماری هاییه که بقیه دکتره نمی تونن تشخیصش بدن. دچار مرگ ماهیچه ای در پاش شده و درد زیادی رو تحمل می کنه و برای دردش وایکدین می خوره که بهش معتاد شده

باید بگم این سریال بهترین سریالیه که دیدم. شخصیت جذاب و کامل هاوس خیلی دوست داشتنیه البته بعضی وقت ها هم میره رو اعصاب. دیالوگ های جالبی هم داره. بیشتر وقت ها هاوس تیکه های خیلی باحالی می اندازه. فعلا هم سیزن شیشش داره پخش میشه که من دارم برای قسمت جدیدش انتظار می کشم

امسال هم توی People choise Awards جایزه عامه پسند ترین سریال درام و نقش اول درام رو برد البته سالهای قبل هم جایزه زیاد برده

United States of Tara

این سریال در مورد زنی به اسم تاراست که چند شخصیته. به جز خودش سه شخصیت دیگه هم داره. یکیشون یه دختر 16 ساله به نام تیه. یکیشون یه زن خونه دار به اسم آلیسه. یکیشون هم یه مرد قلدر به اسم باکه. Toni Collette بازیگر نقش تارا و شخصیت های دیگش واقعا عالی بازی می کنه و پارسال هم جایزه امی رو برد

بالشخصه خیلی از این سریال خوشم اومد به خاطر بازیگرای خوبش و داستان جالبش. پیشنهاد می کنم اگه این سریال رو ندیدید حتما ببینید

Gossip Girl

این سریال در مورد زندگی چند تا نوجوون آمریکاییه. داستان از اون جایی شروع میشه که سرینا بعد از یه غیبت طولانی و مرموز به شهر بر میگرده و با دوستای گذشتش روبرو میشه. سریال خیلی قشنگیه. آدم میتونه با شخصیت ها ارتباظ برقرار کنه. سریال هم درامه هم کمدی من خودم بیشتر از چاک و دن خوشم میاد. شخصیت های جالبی دارن

امیدوارم شماهم از این سریال خوشتون بیاد

نامه یزدگرد به عمر

ژانویه 7, 2010

نامه عمر به یزگرد:

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب

نامه یزگرد به عمر:

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پیش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟

یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس … که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.

من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.


منبع: http://www.ict-center.ir

دسامبر 5, 2009

بعد از یه مدت تقریبا طولانی من برگشتم. زندگی بدون اینترنت واقعا سخته

تواین مدت من جز فیلم دیدن کار دیگه ای نداشتم البته به غیر از مدرسه . یه ماه و نیم تقریبا مدت طولانیه آدم بدون اینترنت بمونه کلا می خوام بپم که خیلی سخت بود امیدوارم واسه شما پیش نیاد.

پ.ن: هر چه قدر بیشتر The Vampire Diaries رو میبینم بیشتر پی میبرم که یه شاهکاره

نوامبر 18, 2009

سلام سلام

من اومدم

یه یه ماهی میشه که نبودم

متاسفانه مشکل اینترنت داشتم

تا آخر هفته بعد باز خواهم گشت

مهر ماه

سپتامبر 23, 2009

دوباره مهر شروع شد. دوباره  مدرسه ها شروع شد. ما هم باید 7 ساعت از روزمون رو تو مدرسه بگذرونیم. :(

ولی خوبیش اینه که یه مقدار از علافی و بیکاری در اومدم ولی سخته ….

مدرسه واسه آدم روزمرگی میاره اعصاب آدم خورد میشه و هیج جوره هم نمیشه تغییرش داد چون برنامش دست آدم نیست

کلا اومدم همینا رو بگم ته دلم مونده بود

پ.ن: اپیزودای جدید فرینج و هیروز جفتشون عالی بودن :)

بی تفاوتی

سپتامبر 20, 2009

کلا من هر چی از عمرم می گذره بی اعتقاد تر می شم. بعضی چیزا یعنی تقریبا بیشتر چیزایی که مردم بهشون اعتقاد دارن برای من بی معنین. خرافاتی بیش نیستن. هر کاری می کنم با عقل جور در نمیان.  چیزایی که همین چند روز پیش بهشون باور داشتم وقتی که بهشون فکر می کنم برام پوچ میشن.

من خودم نمی خوام این جوری باشم . خوب بالاخره خود آدم دوست داره یه چیزایی رو باور کنه. ولی خوب دوست ندارم خودم رو هم گول بزنم. به خودم تلقین کنم. فلان چیز هست فلان کار رو میکنه.

دیگه دارم کم کم نسبت به همه چیز بی تفاوت میشم. دیگه چیزای زیادی برام مهم نیستن. چیزی نیست که جلوم رو بگیره هر کاری رو نکنم.

نمی دونم چی کار کنم ….

میهمانی

سپتامبر 17, 2009

من کلا از مهمونی های دست جمعی بدم میاد

وقتی میرم مهمونی هر مهمونی ای که باشه احساس می کنم عمرم داره هدر میره

اصلا شکنجه روحی و روانیه واسه من

تنهایی رو خیلی بیشتر دوست دارم

حالا ما دیروز افطاری دعوت شده بودیم. 3 ساعت اونجا بودیم. تازه دستمم جر خورد و خونشم بند نمی اومد

کلا ببخشیدا دهنم سرویس شد

خدا نصیب هیچ کس نکنه

پ.ن: امروز فیلم Drag me to the hell رو دیدم خیلی قشنگ بود

سریال Legend of The Seeker

سپتامبر 16, 2009

http://www.imdb.com/title/tt0844653

بازیگران: Craig Horner ، Bridget Regan ، Bruce Spence ، Craig Parker

یکی از بهترین سریال هایی که دیدم سریال Legend of The Seeker  ـه

این سریال بر اساس  سری کتاب های شمشیر حقیقت نوشته تری گودکایید ساخته شده که فصل اول بر اساس کتاب اوله

البته من خودم یه مقدار کتابش رو خوندم بیشتر جاهاش با سریال فرق داره ولی به نظر من سریالش قشنگ تره

تا الان یک فصل از این سریال پخش شده

تازه از شبکه ABC هم پخش میشه

دنیا به سه قسمت اصلی وستلند، میدلندز و دی هارا تقسیم شده.  وستلند و میدلندز به وسیله یک مرز جادویی از هم جدا شدن تا هیچ جادویی وارد وستلند نشه
داستان از انجا شروع می شوند که دارکن رال فرمانده دی هارا میدلندز رو می گیره
کیلن که یک معترفه (حالا این که معترف چیه بماند) با  جادو از مرز رد رد می شه تا جستجوگر و جادوگر اعظم و را پیدا کند تا با هم دارکن رال را شکست بدن

جستجوگر هم یه قهرمانه که بر علیه ستمگر بزرگ زمان خودش قیام می کنه

صبح دل انگیز

سپتامبر 16, 2009

چه صبح دل انگیزیه واقعا هوا خیلی خوبه

من تقریبا 3 ماه کل صبح ها رو خواب بودم ولی دیگه چون مهر داره میاد مجبور شدم یه تکونی به خودم بدم.

امشب نخوابیدم و قصد هم ندارم تا آخر روز هم بخوابم تا خوابم به حالت عادی برگرده. یعنی می تونم؟ :?

خداحافظ شب زنده داری

:( :(

نخوابیدن هم سخته ها

خواب

سپتامبر 14, 2009

من دیشب یه خواب قشنگی دیدم. خیلی خیلی قشنگ بود. آرامش خاصی بهم داد. ولی متاسفانه فقط یادمه قشنگ بود :D چیز دیگه ای ازش یادم نیست. هی به ذهنم فشار میارم هی فشار میارم ولی چیزی یادم نمیاد

یه چیز دیگه من تقریبا هر شب خواب می بینم :)

پ.ن: من کلا از بون تو لاست خوشم نمی یاد. وقتی مرد من خیلی خوشحال شدم :) ولی تو The Vampire Diaries فوق العاده بازی می کنه


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.